حال سگ/ حکیمی

تعرفه تبلیغات در سایت

حال سگ

 

زهره حکیمی

 

انتشارات افق

سال نشر: ۱۳۸۷

 جلاله دانشجوی سال اول دانشگاه است خواهرش طیبه ازدواج کرده برادرش ایوب اما پسر عصبی و لاتی است که پسر دوستی مادر او را پر رو کرده است ناصر خان همسایه قدیمی و بسیار پولدار آنهاست که پسر بزرگش بهمن خواستگار جلاله است .... روزی که در یک دعوا ایوب پسر دیگر حاج ناصر یعتی بیژن را می کشد و حکم اعدام نصیبش می شود بهمن می گوید حاضر است رضایت مادرش را بگیرد به شرطی که جلاله همسرش شود .....

قشنگه یک کم مایه های این داستانای عامیانه را داره اما چهارچوب را جدا قشنگ و واقعی جلو می ره بررسی حالتای روحی افراد واکنش هاشون اینها همه رو واقعی و خوب درآورده خیلی هم غمناکه خیلی . می گم من که مجموعا دوسش داشتم .

خانم حکیمی از نویسنده های تهرانی هستند که به شغل معلمی هم مشغول بودند .

قسمت های زیبایی از کتاب

آدما بعضی وقتا با کارای اشتباهی که می کنن حق را از خودشون می گیرن و می دن به طرف مقابل.

تراژدی یعنی این . یعنی نه راه پس نه راه پیش . یعنی انتخاب بین دو شر .

آدم بعضی وقتا اون قدر دور می ره که بازگشت غیرممکنه اون وقت تنها کاری که می تونه بکنه دورتر رفتنه .

نویسنده : بازدید : 0 تاريخ : سه شنبه 28 فروردين 1397 ساعت: 3:13
برچسب‌ها :